در آغوش خدا
همیشه فکر میکردم هیولا شاخ و دم دارد، زهی تصور باطل... همیشه فکر میکردم همه آدم ها خوبند مگر آنکه خلافش ثابت شود، زهی خیال محال... بعد از مدتها سکوت که تصمیم گرفته بودم دیگر با احدی حرفم را شریک نشوم چه در دنیای مجازی و چه حقیقی، امشب آمدم تا تصمیمم را بشکنم و سنگینی غصه حماقت و اشتباه یک آدم دیگر را اینجا به اشتراک بگذارم شاید سبک شوم. اما همه اش پرید! این دومین بار است که در فضای وبلاگ این اتفاق برایم می افتد. مثل دفعه قبل بگذار بماند بین من و خدا! منتظر میمانم تا روزی که خدا صبرش تمام شود... - عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد... ---------------------------------------------------------- «ولا تستوی الحسنة ولا السّیئة إدفع بالّتی هی أحسن فإذا الّذی بینک و بینه عداوة کأنّه ولی حمیم» (سوره فصّلت، آیه 34) هرگز نیکی و بدی یکسان نیست، بدی را با نیکی دفع کن، ناگاه (خواهد دید) همانکس که میان تو و او دشمنی است، گویی دوستی گرم و صمیمی است. تا نفس میکشی و خداوند فرصت زندگی در دنیا را در اختیارت گذاشته، از تولد دوباره ناامید نشو! (با تاخیر) تولد بانو مبارک اگر تنها یک بار در تمام طول عمرت و در نهایت صداقت تمام تمام تمام احساست را برای روزهای متوالی به طول سه سال ارزانی موجودی کنی و روزی چشمهایت را بگشایی و ببینی آن موجود گرگی بوده در لباس میش که تمام وقت دروغهایش را در لباس عشق به تو ارزانی داشته، آن وقت میفهمی اینکه هرگز طعم عشق را نچشی بسیار شیرین تر است تا اینکه طعم دروغینی را به نام عشق در حلقت بریزند!!!
| Design By : Pichak |

